|
در دلم بود که ادم شوم اما....
|
بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا اله راجعون
العبد محمد تقی بهجت ...
بسم الله الرحمن الرحیم
کمی انطرفتر دختر زیبارویی شهوتم را برمی انگیزد و کودکی حس پدرانه ام را می شوراند
و من باید در مقابل این هردو بایستم؟؟؟
شهوتم را به گناه متهم میکنم و چشم به زمین می دوزم و با استغفاری به جهنم تبعیدش می کنم
اما با نیاز پدر بودنم چه کنم ؟؟؟
بسم الله الرحمن الرحیم
هرکی به میر حسین رای نده خره؟ ![]()
بسم الله الرحمن الرحيم
جوان از نوع اول
اين مدت كه دانشگاه ته كشيدو خونه بودم و دوران نقاهت بيكاريو ميگذروندم كم كم با بچه هاي قبل از دانشگاه يعني بچه محلاي محترم دوستيهاي گذشته تازه شد... راستش ذائقم كمي نسبت به قبل عوض شده و البته اكثر اونام ازدواج كردنو دنبال زندگين ولي خوب چندتايي موندن راستش همش سعي ميكردم باهاشون قاطي نشمو از سلام عليكي و چند دقيقه اي ياد گذشته جلوتر نرم ولي ازونجايي كه هميشه به من لطف دارن به خبال خودشون ميخواستن حالي بهم بدنو از فوتبالو كوه گرفته تا خيابون گردي دعوت ميشدم ولي خوب ديگه از ما گذشته..... چندشب پيش دوستي زنگ زدو گفت بچه ها جمعند خونشونو خواست منم مجلسو نوراني كنم بعداز كمي ناز
؟؟؟؟ رفتم .... دوتا از بچه ها نشسته بودنو گفتن يكي ديگه از بچه هام تو اتاقه
.. . داشتيم سلام عليك ميكرديم كه يهو دوتا دختر بدون حجاب اومدن تو و سلام عليكو
..... شوكه شده بودم 5 تا دختر (شايدم زن امتحان نكردم متاسفانه......
؟؟؟؟؟؟؟؟؟) و ما 4تا پسر ... به به تازه فهميده بودم چه حالي ميخوان بهم بدن
....... چه دل خوشي خداييش خوش به حالشون كاش منم ميتونستم مثه اونا راحت باشم خودمو راحت كنم چقدر بغل اون دخترا ميخوابم 5 دقيقه يه ربع نيم ساعت يه ساعت خداييش چقدر ؟ بعد برا بقيه تعريف ميكنن ديشب خوش گذروندن ها؟ حال كردن آره؟ بهشتو ديدن نه؟
چي بگم ؟؟؟؟؟؟؟؟ نه اينكه بخوام بگم من ازين چيزا بدم مياد اتفاقا من عاشق سكسم اما كجا؟ با كي؟ چطور؟ برا چي ؟ با چه هدفي؟ و ..... خلاصه خودمو از دستشون خلاص كردمو چند ساعتي ول بودم تو خيابونا منگ بودم شب بودو بارونيو من خسته كه جوونامو چقدر باحالو اهل حالن
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جوون از نوع دوم
از دفتر نهاد رهبري دانشگاه بهم زنگ زدن ... گفت فلاني رو ميشناسي گفتم آره گفت چطور ادميه گفتم بچه خوبيه اهل نمازو روزه بچه درس خونيه شيراز فوق خونده الانم سربازه گفتم اون موقع كه ما بوديم از اعضاي مجمع بود؟ چند لحظه فكر كردم گفتم نه اهل اين برنامه ها نبود بچه ساكتيه.......... زنگ زدم بهش گفتم ميخواي بري دانشگاه برا تدريس گفت چطور مگه بهش گفتم .... خورد شده بود داغون شده بود ريز ريز شده بود بعداز دوماه از امريش بهش گفته بودن تو مشكل سياسي داري
امريت باطله رفته بود دانشگاه بهش گفته بودن از جانب ما مشكلي نداري اطلاعات استان برات درست كرده رفته بود استان گفته بودن از نظر ما مشكلي نداري دانشگاه برات درست كرده و............... خداييش اهل اين حرفا نبود..........![]()
![]()
داريم با جوونامون چيكار ميكنيم اون از علافاي بيسوادمون اينم از درس خونده هامون خداييش مسئولاي اين مملكت نميگن وقتي اينطور نيروهاي سالمو سرخورده كرديم كيا ميخوان اين مملكتو بگردونن ....... نه نميگن اگه ميگفتن اين وضعمون نبود نه غلام؟؟؟؟؟؟؟؟
با اندكي دخلو تصرف
بسم الله الرحمن الرحيم
نشسته بود رو یه صندلیه چوبی روبه روم مثه همیشه که مردمو میدیدم ولی توجهی نداشتم فقط یه حجم ازش جلوم دیدم .... تو اون ده دقیقه بیست و هیفده بار بر گشتو هی با خودش ور میرفت کم کم توجهم بهش جلب شد هر چند دقیقه یه بار دشتشو میاورد پشتشو لباسشو صاف میکرد ... یه دفعه چشام برقی زد خیلی ببخشید ولی شرتش زرد بود......؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تازه متوجه شدم قضیه چیه ... بنده خدا برا صرفه جویی تو سال اصلاح الگوی مصرف پارچه پیرنشو کوتاه گرفته بودو تا خم میشد تا وسط کمر پشمالوش بالا میرفتو ازونجایی که بچه خجالتی بود هرچند دقیقه که باد به کمرش میخورد سعی میکرد بکشدش پایینتر کاملا معلوم بود بین پیروی از دستور صرفه جویی و ضایگیه پیرنش سرگردون بوده و اخرش.... البته این نوع صرفه جویی از دوسال قبل مد شدو خانوما تا بالای ناف پوشیدنو مردامونم برا اینکه کم نیارن تا کمی زیر ناف ...فقط خدا پدر خانومارو بیامرزه که تو انظار نمیپوشن(متاسفانه![]()
![]()
) ولی آقایون برا نشون دادن میزان صرفه جویی و راه انداختن یه نهضت ملی صرفه جویی اینکارو تو خیابونا کردن ...
من تاحالا تونستم بفهمم که شرت زرد و قرمز بین اقایون طرفدار زیاد داره تقریبا ۷۰درصد بعد ازون شرتهای سفید و جگری و سبز با ۱۵ درصد و خال پلنگی با ۱۰ درصد و ۵درصد هم بقیه موارد .... راستی شرت شما چه رنگیه؟![]()
بسم الله الرحمن الرحيم
راستي اگه شما چندتا پسر 14 15 ساله ببينين كه دارن به يه دختر متلك ميپروننو هرهر ميخندن چيكار ميكنين؟؟؟؟؟ راستش يه زماني غيرت اقتضا ميكرد بزني پس كلشون ( البته اگه زورشو داشتي
؟؟؟؟) و حسابي فحششون بديو معروفترين جمله رو بكار ببري كه : مگه خودتون خواهر مادر ندارين؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بعدها كه مردم كمي عقلشون رسيدو بيخيال اين حرفا شدن برادراي محترم ارشاد كه اين روزا دوباره صدر خبرا رو گرفتن اين مهم رو بر عهده گرفتن با اين تفاوت كه به جاي گفتن اون جمله معروف از جايگزيني به نام لگد استفاده مي كردن .... ولي خدايش هميشه با خودم ميفركيدم كه پسري كه عرضه تيكه پروندن به يه دخترو نداشته باشه و دختري كه ازشنيدن اين حرفا دلش غنج يا قنج نره و تاپيش اون پسراست حسابي خودشو نگيره و وقتي رفتن كيف نكنه اصلا مشكل داره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ جدي بعضي كارا مال يه سن خاصه كه اگه انجامشون ندي ديگه گذشتنو اون حالو هوارو ندارن هرچند بعضيا فكر ميكنن اگه اينكارا بشه ديگه دين خدا ازدست رفته و همه عالم ميرن وسط جهنم ..... و جالب اينجاست كه اگه ميخواي بزرگ بشي نبايد اون كارارو با اون حالو هواها انجام بدي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هميشه به اين جمله سهراب ميرسم كه ...و اگر كرم نبود زندگي چيزي كم داشت .... پس يه عده اي بايد يه كارايي بكنن نبايد هي زد تو سرشون حتي اگه اون كارا ازديد ما كثيف باشن فقط تو اگه ميخواي بزرگ بشي نبايد اون كارارو بكني ..كه:
اگر لذت ترك لذت بداني دگر لذت متلك گفتنو شنيدنو لذت نداني...
بسم الله الرحمن الرحيم
این متن کامنت یه دوسته تاحالا بارها خوندمشو به خودم فحش دادم که عجب بیشعور نفهم عقب افتاده ناشکر بی معرفت پرروی اسبی هستم ...
بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.
خدایا !خسته ام!نمی توانم.
بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.
خدایا !خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.
بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان
خدایا سه رکعت زیاد است
بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان
خدایا !امروز خیلی خسته ام!آیا راه دیگری ندارد؟
بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!
بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله
خدایا هوا سرد است!نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم
بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم
. بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد ملائکه ی من! ببینید من انقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح
نمانده، او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید
ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود، اذان صبح را می گویند هنگام
طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو نماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد خداوندا نمی
خواهی با او قهر کنی؟ او جز من کسی را ندارد...شاید توبه کرد
امروز گشتي در گلستان مي زدم ، گاهي خاري در نفسم فرو مي رفت و گاهي بوي گلم چنان مست مي كرد كه دامن اختيار از كف به باد رويا مي دادم و ساعتي در عالمي ديكر بسر مي بردم ... تا آنجا كه به اين ابيات رسيدم كه :
جوان گوشه نشين ، شير مرد راه خداست
كه پير ، خود نتواند ز گوشه اي بر خاست
جوان سخت مي بايد كه از شهوت بپرهيزد
كه پير سست رغبت را خود آلت بر نمي خيزد
به اين مي انديشيدم كه از ديگر نعمات نا ديدني خداوند رحمان همين است كه در جواني مي تواني جواني كني و بهره از نعمت آنست كه نكني ؟! چه اينكه در پيري ديگر اين توان در تو نيست پس جايي براي دوري از آن و طاعت غفور قادر نمي ماند ...
و به اين انديشيدهايد كه در جواني شهوت داري كه شهوت راني نكني ؟! و با اينكار طاعت خدا كني كه در پيري ديگر حال شهوت راني نمانده و فرصت اين طاعت به پايان است كه:
پيري كه ز جاي خويش نتواند خاست
الا به عصا ، كي اش عصا برخيزد
و من در اين روزهاي پاياني جواني بسيار فرصت اندكي دارم تا جواني نكنم و طاعت به جاي آرم و شايد بتوانم از لذت گذشتن از لذت ، بهره اي نصيب اين نفس سركش آخرت كش دنيا سوز كنم و به خدايم نزديك تر شوم چه اينكه در طول اين چند سال جواني غفلت پرده اي بوده بر چشمان بيناي دلم ...
سخت است مي دانم ...
بسم الله الرحمن الرحيم
توجه كردين تو سال 9تا 40 روز داريم يعني ميشه 9تا خصلت خوب پيدا كردو 9تا خصوصيت بد رو از دل پاك كرد نه؟ .... پارسالو برا خودم سال ترس از خدا قرار داده بودم هرچند خيلي جاها فراموش كردمو چندتا گندكاريه بزرگ كردم ولي خوب برا آدم كوچيكو ضعيفي مثه من همينشم خيلي تجربه و دست آورد خوبي بود( وقتي ماهواره اميد دست اورد احمدي نژاده من چرا نتونم نه؟؟؟؟؟؟)![]()
1- امسالو ميخوام سال اصلاح خلوتم بزارم ميخوام بيشتر تو خلوتام مواظب باشم حالي به خودم ندمو يادم باشه هركس خلوتش رو درست كنه خدا جلوتش رو اصلاح ميكنه
2- ميخوام سال رو به 40 روزايي تقسيم كنمو تو هركدوم يه كارو انجام بدم الان تو 3روز اول 40 روز اولمو دارم هر روز يه متنو ميخونم كي ميدونه شايد 40 روز آخر قرار گذاشتم هر روز يه بستني بخورم يا سخت تر ازون برم كلاس رقص
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ولي بيشتر دوست دارم حداقل يه 40 شبو نماز شبمو احيا كنم خيلي بيحال شدم درين مورد![]()
3- ميخوام امسال بيشتر به اون دنيا فكركنمو سعي كنم هركاري ميخوام بكنم قبلش چند لحظه به اون دنيا فكر كنم كه لولو خورخوره هاش چطورينو برنامه بريزم با حورالعيناش چطور ميشه حال كرد ( روشهاي متفاوت اظهار محبت و سكس با حورالعين
؟؟؟؟؟ شما نظري ندارين؟؟؟؟؟؟)
4- امسال سال سرنوشت سازيه برام اگه ارشد انشالله قبول بشم بايد يه سري كارا بكنم اگه نشم كاراي ديگه ( چه كشف مهمي نه؟)
5- سعي كنم بيشتر قران بخونم اگه اين دور حاضرو تموم كنم بايد شروع كنم به تفسير خوندن نميدونم تفسير تك جلدي هم ميفروشن اونم با اقساط دراز مدت و بدون ضامن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
6- بايد سعي كنم احساساتمو بيشتر كنترل كنم بخصوص در مورد يكي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شايدم دوتا يا سه تا يا چهار تا يا بيشتر ولي اگه نتونستيد عدالتو بينشون رعايت كنين به همون يكي قناعت كنين ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
7- سعي كنم كمي حس خودخواهيو تو خودم تقويت كنم همه براي يكي يكي براي خودش ....
8- يادم باشه ميخوام زندگي كنمو اون دنيا هم با آدماي باكلاسي مثه امام علي معاشرت كنم
پس پول درارم تا زندگي كنم دوست داشته باشم تا... خوشم نياد تا ... سكس كنم تا ... نكنم تا... زندگي كنم ...
نميدونم چرا يه دفعه يادم اومد كه الهي هب لي كمال انقطاع اليك
راستي اگه حال داشتين دعاهاي معروفيو كه حضرات ميگن بخونين ( كميل مناجات شعبانيه عهد زيارت عاشورا و ...)نه برا ثوابش و نه يكي دوبار 40 بار ... برا اينكه واقعا بفهمين زندگي يعني چي خداييش گاهي جمله هايي ميبينين كه.... حياتي حيات محمد و ال محمد... كم من ثناء جميل لست اهلا له نشرته..... الهي هب لي كمال انقطاع اليك.... عظم البلا و برح الخفا والنكشف الغطا و النقطع ارجا و ذاقت الارض و منعت السما و انت المستعان و اليك مشتكي .... بدنم داغ شده حس ميكنم لبم رو لب ياره اما حيف كه ظرفم اينقدر كوچيكه كه تا ميام حالي كنم ... الهي اگه ظرف من كوچيكه رحمت تو زياده لطفا يه قابلمه نه يه ديگ نه يه تانكر نه ..... نه يه دل اندازه دل محمد بهم بده عامين ...........
يوسف گم گشته باز ايد به كنعان غم مخور كلبه احزان شود روزي گلستان غم مخور
اي دل غمديده حالت به شود دل بد مكن وين سر شوريده بازايد به سامان غم مخور
بسم الله الرحمن الرحيم
باد بهاری ثانیه ای دیگر از دقیقه عمرم را ربود در اندیشه ام که چگونه بوده ام ؟ چگونه هستم ؟
و چرا چرا وچرا نمی شوم ؟ آنچه می خواهم نمی رسم به آنجا که باید
بسیار می ترسم که نکند نرسم یا نه دیر برسم یا نه وقت برای رسیدنم نماند دقیقه ای بیش نیست می گذرد چون ثانیه هایی که گذشته کافیست چند باد بهاری دیگر ناگهان بوزد آه که چه خوب گفت " وای که چقدر زود دیر می شود ... ؟! "
راه افتاده ام اما به کندی می روم کندتر از ساعت شماته ای کهنه عمرم گاهی به عقب می روم نه این دیگر فاجعه است به عقب رفتن یعنی ثانیه هایی بسیار جلو نرفت نمی دانم نمی دانم آه به خدایم نمی دانم دلیل کندیم در جا زدنم عقب رفتنم چیست ؟! تمام تلاشم را می کنم اما اما...
ولی بازهم امیدوارم می دانم چند ثانیه ای بیشتر نمانده تا تمام شوم تا ناقوس ایستادنم به صدا در آید تا خالی شوم از هر آنچه نیستم اما باز هم امیدوارم که راه بیفتم بدوم پرواز کنم می شود می دانم و می توانم ... اگر خدا بخواهد و من ..
پینوشت:
-با پوزش از تاخیر بوجود امده سال نو مبارک![]()
- شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گل نفس باد دی و شوکت خار اخر شد
.
بسم الله الرحمن الرحيم
مدتهاست يه برنامه طنز تو تلويزيون نديدم هر شبكه ميزني يا از كشتن حرف ميزنه يا فيلم و سريالايي كه بالاخره به كشتار مربوط ميشه يا فوقش احمدي نژاد داره ميگه ما ابر قدرتيم![]()
![]()
![]()
؟؟؟؟؟؟؟؟؟ جدا چرا وقتي خوب نگاه ميكنم ميبينم حتي حس طنز و بذله گويي بين مردم هم نيست كمتر شوخي ميكنيم و بيشتر داريم نق ميزنيم يا سياست دنيا رو تحليل ميكنيم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ يه نتيجه گرفتم كه نميدونم چقدر درسته تو اين چند سال ديدم از چند ماه مونده به انتخابات معمولا رسانه هاي دولتي مصيبت زده ميشنو صبح تا شب مصيبت پخش ميكنن و از حدود يه ماه مونده به انتخابات شروع ميكنن به پخش برنامه هاي اميدوار كننده و شاد .... راستي توجه كردين ما جوونا اگه بخوايم شادي كنيم بالاخره به يه جايي و يه كسايي ازين مملكت بر ميخوره و يا غير شرعيه يا غير انسانيه يا بر خلاف شئوناته ( خندم گرفته؟؟؟؟) اصلا گاهي فكر ميكنم ما بلد نيستيم شادي كنيم ؟؟؟؟؟؟؟؟ اگه ميدونيد چنتا راه شادي كردنو كه به حضرات برنخوره بيان كنيد (100 نمره) ...
بسم الله الرحمن الرحيم
تا حالا فكر كردين چرا با اينكه اينهمه صبح تا شب تو رسانه هاي دولتي مطهري تبليغ ميشه باز دانشگاهيها ( اكثرشون يا شايدم اقلشون) سراغ شريعتي ميرن؟ چرا با اينكه كتاباي مطهري با 90 گاهي هم 100 درصد تخفيف داده ميشن( خودم يه دورشو دارم) باز كتابخونا حاضرن كتاباي نسبتا گرون شريعتيو بخرن؟ فكر كردين چرا؟
به همون دليلي كه قبل از انقلاب كسي دينو تبليغ نميكرد اما اكثرا ديندار خالص بودن اما الان صبح تا شب حضرات دارن مردمو به راه راست هدايت ميكننو جوونامون يا در ميرن يا برا شكمشون رياكارانه ديندار ميشن
به همون دليلي كه اوايل انقلاب جوونا برا اينكه بسيجي باشن جونشونو بايد ميدادنو صفا شلوغ بودو الان با هزار وعده و امتياز مي خوايم بكشونيمشون به پايگاهها و نميان
به همون دليلي كه قبل انقلاب دانشجوهاي خارج كشور انجمن اسلامي تشكيل دادنو امروز دانشجوهاي داخل كشور عضو انجمن سكولارو ضد اسلامي شدن ...
فهميدين دليلش چيه ؟ منم نفهميدم ... فهميدين به منم بگين..........
بسم الله الرحمن الرحیم
گفت چقدر سیاه میبینی؟ چرا کمی خوبیهاو چیزایی رو که قشنگن نگاه نمیکنی؟ و .....
گفتم ... تو یا یه دختری که شبا با عروسکت میخوابیو فکر اینی که باباجون مامان جونت برا تولدت چی خریدن یا کمی بزرگتری (سنی نه عقلی...) و باز شبا با عروسکت میخوابی اما اینبار داری به دوست پسرت فکر میکنیو به قول یه بنده خدایی داری اندازه شستشو به یاد میاری یا باز کمی بزگتریو ( بازم سنت...) ازدواج کردیو روزا به این فکر میکنی که دختر داییت النگوهاشو چند خریده و شبا استرس اینو داری که شوهرت امشب حالشو داره یه حالی بهت بده یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یا پسریو تمام حواست به گوشیت که دوست دخترات اس ام اس زدن و تمام فکر اینه که چطور یه خونه خالی گیر بیاریو خودتو خالی کنی ...
منم یکیم مثه همون پسر بالایی شیدم بدترازون اما بدبختیم اینه که وقتی از یه پیاده رو که تازه سنگ فرش شده رد میشمو میبینم یک در میون سنگاش از جا در رفتنو شکسته شدن داغ میکنم و به جا اینکه دوتا فحش به بناش بدمو خودمو راحت کنم اونایی تو ذهنم میان که اخلاق مردمو به سمت اهمالو دزدیو بی قیدی سوق دادن و قتی میرم تو دانشکده ای که جناب وزیر با هزار بوقو کرنا یه هفته پیش اومده افتتاحش کرده و الان داره سقفش میاد پایین وقتی آسفالت خیابونیو میبینم که بعد دو روز یه دره توش درست شده وقتی دختریو میبینم که حاضره ارتباط پناهانی داشته باشه و حتی حاضر دختر بودنشو ازدست بده ولی اسم ازدواج میشنوه فرار میکنه وقتی پسریو میبینم که از دختر فرار میکنه و چشش به زن یکی دیگست وقتی رییس جمهوریو میبینم که تو مصاحبه با تلویزیو ن میگه ما هیچ مشکلی نداریمو ابر قدرتیم وقتی به دوستم میگم امشب احمد شام دعوتمون کرده خونشون میگه نمیام چون از خواهر اون میترسه چون دختره بهش پیشنهاد ... معمولا تو تاکسی سعی میکنم یه چیزی بگم تا مردم شروع کنن به حرف زدن ... وقتی بارها میشنوم قدیم ( اغلب منظور قبل از انقلابه..) یارو دو ماه زنو بچشو میسپرد به همسایشو میرفتو خیالش راحت بودو الان جرات نمیکنه به برادرش بگه یه شب خونش بخوابه حسرت اعتماد ازدست رفته این مردمو مخورم که یه عده بیشعور کوتاه بین که خیال میکنن اگه اونا نباشن خدا نمیدونه دینشو چیکار کنه تو این سالها ازمون گرفتن کسایی که به اسم دین دینو دنیا و اعتمادو همه افکار خوبوازمون گزفتن چرا سیاه میبینم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فحش ندین فکر کنین متعصب نباشین فکر کنین ( افلا تفکرون افلا تعقلون افلا تبصرون ...) یه نگاه به شعرا و داستانای این سی سال بندازین چندتا شعرو داستان امیدوار کننده هست چندتا هست که مفهوم زندگی توش باشه تو این سالا چندتا فیلم خوب ساخته شده اگرم هزار دستانی هست اگرم مادر علی حاتمی هست اگرم آژانس شیشه ای هست اگرم ... یا مال همون اوایل که اینا هنوز همه جارو گند نزده بوده و یا اعتراض به وضع موجوده چندتا فیلم مثه روزی روزگاری مارو به خوب بودن راهنمایی میکنه میدونین چرا ؟ چون نویسنده هام جزئی از همین جامعه هستن که دارن بد تربیت میشن جدا همین هفته تمام سریالای تلویزونایرانو نگاه کنین همشون ترویج رابطه دخترو پسره اونم تو جامعه ای که امکان ازدواجش اینقدر کمه خداییش پرستاران رونگاه کنین خداییش تاجر بوسانو دیدین خداییش جومونگو ببینین مقایسه کنین با فیلملیی که ما میسازیم سکسو ترویج میکنیم فقط یه روسری کردیم سر زنامون ... باز داغ کردما... وقتی مدرسه ای رو مببینم که ۸۰ سال پیش ساخته شده و هنوز بهترین مدرسه این شهره وقتی مساجدیو میبینم که بیشتر از ۴۰۰ سال مسجود بودنو معماریمونو ببینین اینا رو میبینم که سیاه نگاه میکنم اره من با سلامو صلوات اول اخبار راضی نمیشم با اینکه به زور سر زنامون چادر کنیم با اینکه تو راهپیمایی زنای بیحجاب بشن عزیز دل برادرو روزایی دیگه فحششون بدیم با یه اذون گفتنو پخش مستقیم نماز تو مشهدو قم راضی نمیشم چون به وضوح میبینم داریم مردممونو ریا کارو دروغ گو تربیت میکنیم که حتی برا خودشم لباس نمیپوشه و از ترس ریش میزاره و پیرن سفید آستین دارو چادر سیا ه میپوشه و دزدی میکنه و رشوه میگیره و دروغ میگه آره من راضی نمیشم که زین الدین باکری همت بروجردی چمران خوینی مطهری شریعتی طالقانی مصدق بازرگان و.... برنو اینطور تربیت کنیم و مقصرای اصلی رو نگاه میکنم نه بچه هایی رو که اینطور دارن تربیت میشن ......
امام علی میگه دینتونو به من که علیم نبندین چون ممکنه من کاری کنم که شما مجبور بشین به خاطر من از دینتون بگذرین وقتی علی با اون عظمت اینطور میگه چرا اگه کسی ناحق میگه ازش طرفداری کنیم ... اره من سیاه میبینم چون کم نمیخوام قانعم اما نه تو این چیزا فرق منو تو اینه من دردم میگیره وقتی اینارو میبینم مثه تو که وقتی برات هدیه نمیگیرن یا وقتی اندازه شست دوست پسرت کوچیکه یا وقتی شوهرت حال نداره پیشت بخوابه یا وقتی دوست دخترات بهت تک نمیزنن یا وقتی خونه خالی گیر نمیاری ... فهمیدی گوزو.....
پی نوشت :
۱- اینارو نگفتم که بگم تو بهتری یا من فقط گفتم فرق داریمو هرکی از یه چیزی دردش میگیره و شاید تو بهتری چون شاید دردات بیشتره که مرد را دردی اگر باشد خوشست درد بی دردی علاجش آتشست
۲- مدتها بود دیگه ازین چرتو پرتا دور بودم جان من دوباره مجبورم نکن
۳- اتفاقا منم میخوام مثه تو بشم خیلی مقاومت کردم ولی دارم کم میارم از بس این حضرات تو روش تربیتیشون قوین حتی اگرم نخوای بالاخره تربیتت میکنن میخوام از زنگ نزدن یه دختر دردم بگیره ...
بسم الله الرحمن الرحیم
چند روزیه خونه رو بهم ریختمو حسابی سر خودمو شلوغ کردم دارم رنگ کاری میکنم ... حسابی بدنم درد میکنه از وقتی رفتم دانشگاه خیلی مامانی شدم ... خدایا میبینی چقدر این دردارو دوست دارمو باهاش حال میکنم میبینی خودم تک و تنها دارم حال میکنم میبینی من اینطور حال میکنم میبینی من خستگیه از کارو دوست دارم نه خستگی از گناهو نه خستگی از خوابیدنو خدایا بیا یه حالی بهم بده جان خودت میدونی که هرکاریو میتونم بکنم همه میگن خودت تنها ؟؟؟؟؟؟؟ ولی جدا خودت میبینی که از هیچ کاری نترسیدمو فقط کافی بوده کاریو بهم بسپارن تا تهش میرمو کم نمیارم و مهمتر اینکه خوب انجامش میدم ...خدا ان لم تغفر لنا و ترحمنا لنکونن من الخاسرین... هفته دیگه میرم تهران خدا کنه بتونم کاری پیداکنم ... همه میگن مهندسی باید با لیسانس بری سر کار ولی واقعا اصلا برا خودم مهم نیست چه اشی چه کشکی چه مهندسی فقط میخوام ازین افکاری که خسرالدنیاوالاخره کردنم راحت بشم حتی پولشم برام مهم نیست فقط مشغول باشم فقط بگن فلان کارو بکن وظیفه توست همیییییییییییییییییین... دارم مادرمو اذیت میکنم باید مواظب باشم ناراحتیمو روسر اون فرشته خالی نکنم ... خدا مشکل که یکی دوتا نیست...... به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم... الهی شکر .. الهی الحمدلله...
غم زمانه خورم یا فراغ یار کشم به طاقتی که ندارم کدام بار کشم
نه قوتی که توانم کناره جستن ازو نه قدرتی که به شوخیش در کنار کشم ....
بسم الله الرحمن الرحیم
فکر میکردم بعد ارشد راحت میشمو یه لیوان نون خشک از گلوم پایین میره اما انگار نه انگار مثه اینکه اصلا نه گاوی اومده نه گاوی رفته؟؟؟؟؟؟؟( میتونین بخونین خان...) از امتحان که برمیگشتم سعی میکردم تلقین کنم که خیلی راحت شدمو الان سبکمو باید برم یه حالی بکنم .... اونم چه حالایی.... اولش باخودم میگفتم خوب می رم یه تیپ درست حسابی میزنم و بعد مدتها(یه سالی میشه دیگه حسه مرتب بودنم ندارمو کلی شلخته شدم) یه بازدیدی ازین حورالعینای محترم بکنمو چشمی از عزا دراریمو کلی چهره های با مصنوعات خوشگل شده حضرات علیه رو تو ذهنم ساختمو حالی کردیم آقا ؟؟؟؟؟؟ تو فضا( بخونین لب و لب یار) بودم که دوباره مثبت بازیم گل کرد که خجالت بکش پسر ببین ظرفیت نداری خلاصه بعد از کلی بین کربلا و کوفه سرگردون بودن راه کربلا رو پیش گرفتمو بیخیال نورالعینای محترم شدم اما بازم کم نیاوردمو زودی یه جایگزین پیدا کردمو گفتم باشه اصلا بیخیال پخش مستقیم میرم سراغ دنیای مجازیو به جا دیدن هیکلای قناس( کج و کله) ایرانیهای محترم اونم باهزار ناز و بدتر از اون از رو ۲۷تا لباس
بدنای خوشگل بی ستر و تن پوش ملکه های زیبایی دنیا رو دیدی میزنیمو تازه تا اعماقشونم میریمو آره دیگه .... چه میکنه این علی دایی .... اما بازم این نفس لوامه بیمعرفت از کجا آباد پیداش شدو زد تو حالمون
که آخه گوزو اون موقع که ۱۸ ۱۹ سالت بودو اوج این چیزات نرفتی نگا کنی حالا با این ریشو پشم نداشتت خجالت نمی کشی منم که اوج نصیحت پذیری و( دروغ نگم چند باری .... )و لی دیدم اینجوری نمیشه نباید خیلی به این بچه مثبت بازیا رو داد گفتم حالیم نیست من امروز باید یه خلاف خفن بکنم
تا اینکه رسیدم خونه دایی محترم گفتم باید کاریو که دوساله ترک کردم امروز انجام بدم اونم نه یه کی دوتا و با استکان چندتا اونم با لیوان خلاصه رفتم سراغ قوریو آب جوشو چایی آخه دوسالیه چایی رو ترک کردمو با گل گاو زبونو آویشن حال میکنم؟؟؟؟؟؟؟؟ ( پول چایی میره تو جیب صهیونیستا( دروغ که حناق نیست همین الان خفم کنه ؟؟؟؟؟؟؟)) اما دلتون برام خواهد سوخت اگه بگم این خلافم نتونستم بکنمو تو کفش موندم
آخه کنار چایی یه بسته نسکافه بودو من بچه مستضعفم ندید بدید و یه ماهی تو شخم
....خلاصه هم شکم تو کف موندو هم زیر شکم...
خداییش با این همه مثبت بودن نباید جبرییل به من نازل بشه ( اگه اونم مثه شما نمیدونست چقدر کثیفمو ضعیفم حتما بهم نازل میشد نه؟ )
پینوشت :
۱-ولی جدا انتظار داشتم خیلی سبکتر باشم اما مثه اینکه مشکل واقعا جای دیگست فقط یه فرق با ۵ ماه پیش کردم کمی خیالم از بابت یکی راحت شد که اون بنده خدا ازدست من راحت شدو عاقبت بخیر شدو رفت دنبال زندگیشو ازدواج کردو منم از دست یه بنده خدای دیگه راحت شدمو انشالله اونم عاقبت بخیر بشه و زودتر ازدواج کنه منم خدا بهم رحم میکنه نه غلام ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
۲- ولی جدا دارم کم میارم خدا کنه بتونم و یادم نره میخوام آدم بشم و کم نیارم
۳- و مهمتراز همه اینها " یادم باشد که اگر خاطر تنهاییم تنها ماند طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنم ... انشالله..."
و اینکه ...
گر دوست بنده را بکشد یا بپرورد تسلیم ازان بنده و فرمان ازان دوست
بسم الله الرحمن الرحيم
از حدود 4 5سال پيش تصميم گرفته بودم وقتي ميرم بيرون به زمين نگاه كنم و به خودم فكر كنم و كم كم عادت كرده بودمو حتي دو سه سال پيش بيرون كه ميرفتم كم كم ذكر هم ميگفتم ولي خوب نتونستم ادامش بدم هرچند هميشه عادتم بوده به چهره كسايي كه دارم باهاشون حرف ميزنم خيلي توجه نكنم چه دختر چه پسر و برا همينم زياد چهره كسيو نميديدم حتي داشتم نگاه صورتش ميكردم اما نميديدمش؟؟؟؟؟؟؟؟؟ برا همينم تا اين سال آخري چهره خيلي از همكلاسيامونو درست حسابي نديده بودمو هر چي تو خوابگاه بچه ها ازينو اون ميگفتن من ماتو مبهوت بودم كه... جالبه يكي از بچه ها گاهي ميگفت امروز فلاني رنگ لبش با جوراباش ست بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ (جل الخالق چه دقتي؟؟؟؟؟؟؟؟؟) بگذريم خلاصه چند روز پيش خير سرمون گفتيم بريم يه چرخي تو اين خيابوناي بروجرد قشنگمون بزنيم دلي بهمون باز بشه....... يادمه زمان دبيرستان يكسره ول بوديم تو شهدا و بهارو تختي اما چند سالي بود كه راه كج كرده بودمو سربزيري پيشه؟؟؟ ......... خلاصه سرو بالا كردمو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چه نعمتايي كه من ازشون غافل بودم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بر حسب عادت حسابيم سعي ميكردم نگاه نكنم و استغفراللهي چاشنيش كنم اما خودتون بگين يه جوون 26ساله كه هنوز پخش مستقيم ... رو نديده از نزديك زيارتش نكرده و تعريفشو با آب وتاب ازينو اون شنيده چقدر ميتونه خودشو نگه داره آخه لامذهب تمومم نميشدن كه
؟؟؟؟؟؟؟؟ ماشالله 30 40 كيلو گوشتو به جلو حمل ميكردنو 50 60 كيلو دنبه رو به پشت
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هرچقدرم ميگفتي خانومي بزا كمكت كنم خسته ميشي انگار نه انگار اونقدر فداكار بودن كه حتي نگاهتم نميكردن نامردا
؟؟؟؟ اممممممممما........ وقتي پناه بردن به خدا ازين\" نفاثات في العقد \" كار خودشو كرد تازه چيزاي جالبتر خيابونو ديدم اونم آقا پسراي خوشتيفو خوش هيكلي بودن كه متر به متر خيابون ايستاده بودنو چشمهاشون فقط يك سوم هيكلارو ميديد جدا برام جالب بودو حسابي خنده دار چه حوصله و دقتی گاهي چند دقيقه وايميسادمو نگاهشون ميكردم گاهي تا چندين كيلومتر با بدن يه دختر ميرفتنو خدا ميدونه تو ذهنشون چه فيلمايي كه بازي نميكردن و چه آب دهنا كه قورت نميدادن تازه وقتي يه تيكه \" مال \" ميديدن نامردي نميكردنو زود به دوستشون اشاره ميكردن تا اوهم ازين موهبت الهي بي نصيب نمونه ............. نميدونم ميشه بهشون خرده گرفت يانه از پسراي ده دوازده سال گرفته تا بالاي 30 سال حتي مردايي كه روز چششون به زن مردمه و شب باياد اونا پيش زنشون ميخوابنو نمي دونن زن اونام يه تيكست برا مرداي ديگه ...... اه حالم بد شد ...... چقدر بد اخلاق و فاسد شديم ما........ بسم الله الرحمن الرحيم الهي ارحم عبدك ضعيف .......... به يه نفر گفتم تو دنيا بيشتر از هرچيز با سكس حال ميكنم و لي حرفمو پس ميگيرم ...........دو ركعت نماز يه سجده شيرينترين لذت زندگيه منه ..... الهي شكر الهي الحمدلله ...
الهي لذتاي منو تو چيزاي پاكت قرار بده ...........
۱-بی ادب شدم نه؟ راستش دیگه حس خود سانسوریو ندارم هر چندمعتقدم خیلی جاها چیزایی که فکر میکنیم بی ادبی نهایت ادبه و کاملا لازم ........
۲- چرا هیچکی حواسش نیست داریم چطور جوونایی تربیت میکنیم ؟ چرا نمیفهمم ارزشایی که برا یه جوون ۳۰ سال پیش مهم بود چي به سرشون اومده الان جوونامون ارزشاشون چیا شده به خدا من انقلابو دوست دارم بهش احترام میزارمو طرفدار سر سخت نظریه ولایت فقیهم( رهبري آدماي خوب) اما جدا داریم به کجا میریم انقلاب کردیم که ارزشایی مثه ایثارو فداکاریو تلاش و اعتماد بین مردم تبدیل بشه به ........ ای خدااااااااا
چقدر متنفرم از اين كلمه مي خواستيم دولت مستضعفان را در جهان بر پا كنيم چقدر متنفرم از اينكه به استقرار آن در كشورمان قناعت كرديم نمي دانم توانستيم يا نه ؟
مي خواستيم تمامي مردمانمان را از شهري و روستايي غني و بهرمند كنيم چقدر متنفرم از اينكه به اغنا كردن عده اي آنهم با ذره اي از نعمات خدايمان قناعت كرديم نمي دانم توانستيم يا نه ؟مي خواستيم دنيايي بسازيم خالي از بي عدالتي جدا از ستم پوچ از نابرابري چقدر متنفرم از اينكه قناعت كرديم كه در شهرمان بي عدالتي و ستم و نابرابري نباشد و چقدر عصبانيم از اينكه حتي به اين قناعت كوچك هم دست نيافتيم مي خواستيم يا و دورويي را پليدي و زشتي را از چهره تك تك مردم دنيايمان بزداييم چقدر متنفرم از اينكه به زدودن آن از چهره عده اي آنهم در معرض ديگران قناعت كرديم و نه حتي نتوانستيم آنرا از چهره سياست مدارانمان بزداييم
مي خواستيم ....
آه خداي من چقدر متنفرم از قناعت ...
۱- گاهی فکر میکنم وقتی میگن " انقلاب ما انفجار نور بود " یعنی نور منفجر شدو از بین رفت زیادم بیراه نیست وقتی میبینم اونهمه جوونای نازنین شهید شدنو کیا مووندن ؟؟؟؟؟؟؟
۲- همیشه انقلابیون میرنو دسترنجشونو ضدانقلابیون میخورن
۳- ضد انقلاب حتما نباید علیه انقلاب کاری بکنه همینکه بی عرضه باشه و کارنابلد کافیه
۴- بهترینهای این مملکت مرد های این مملکت تواناهای این مملکت کاربلد های این مملکت عاشقای این مملکت باغیرتهای این مملکت رفتنو بی غیرتهای ترسو قایم شدنو امروز مملکت رو به ارث برده ........
سرش رو بالا گرفته بود و با افتخار مي گفت :
من در طول صد سالي كه در يك اتاق انفرادي با دستان بسته بودم هيچ دزدي انجام ندادم حتي با اينكه خودم تنها بودم غيبت هيچ كس را نكردم تازه غذاي حرام هم نخوردم و به حق هيچكس در طول صد سال انفرادي تجاوز نكردمو چون نامحرمي نبود يكبار هم وسوسه نشدم به نامحرمي نگاه ناپاكي كنم ...سرش را خاراند و با كمي من و من ادامه داد احتمالا جاي من در كنار انبياست حتي اگر خود ستايي نكرده باشم از آنها هم به خدا نزديك ترم و به عنوان آرزويي جهاني گفت : كاش اين آدمها مي فهميدند و مي شد زمين را دو قسمت كرد و تمام زنان را به يك قسمت فرستاد و تمام مردان را به قسمت ديگر و البته بينشان چادر مشكي كشيد كه خداي ناكرده هم را نبينند ؟! كاش مي شد تلويزينها از صبح تا شب برفك پخش كنند تا كسي صحنه هاي مخالف شرع نبيند ... در حاليكه با زبانش دور دهانش را پاك مي كرد يكباره گفت : واي كاش مي شد خدا همه را كور و كر و لال خلق مي كرد تا مثل من نگاه نا پاك نكنند ( نمي دونم چرا خدا اين كارو نكرده شايد چيزي مي دونسته ) واي كه چي مي شد حتي مي شد قرار بزارن كه دخترا از صبح تا ظهر نفس بكشن و پسرا از ظهر تا شب و از شب تا صبح هم يا با رعايت موازين مشترك باشه و يا اصلا كسي نفس نكشه ....كاش آدما مي فهميدن و مي ذاشتن من از صبح تا شب براشون حرف بزنم و به راه راست هدايتشون كنم ....
پینوشت :
۱- از دست نوشته های قبل
۲- این طرز تفکر قبلا من بود ولی تو این مدت اینقدر گند زدم که به این رسیدم که آدمای بیظرفیتی مثه منو حتی اگه تو سلول انفرادیم نگه دارن بازم یه گندی بالا میارن و برا همینم برخلاف قبل تا جایی که میتونم از فضای گناه فرار میکنم چون میدونم واقعا ضعیفمو اینا همش شعارن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
۳- شما چی توان نه گفتنو دارین یا به محض شنیدن اولین دعوت چشاتونو میبندینو لباتونو رو لب یار ( بخونین شیطون) میزارین؟؟؟؟؟؟؟؟
نقل است از بايزيد بسطامي روزي در راهي مي رفت كه به كسي برخورد شخص از اوپرسيد كجا مي روي؟
گفت: حج
گفت: چه داري؟
بايزيد جواب داد :دويست دينار .
شخص گفت :به من دِه وهفت باردور من بچرخ كه فرزاندان كوچكم سخت گرسنه اند وبي تاب و اين گونه حج بگذار!
بسم الله الرحمن الرحيم
1- چقدر ناراحت ميشم ازخودم وقتي ميخوام به كسي چيزي بدمو يه لحظه فكر ميكنم خودم به قدر كافي دارم ؟ ميخوام يه روز اونقدر داشته باشم كه وقتي دستم رفت تو جيبم به اين فكر نكنم خودم كرايه ماشين ندارمو بايد تا خونه پياده بيام يا اينكه اونقدر از همه چي بريده باشم كه اصلا يه اينطور سئوالي از خودم نپرسم يا اصلا هردوش؟؟؟؟؟؟؟؟
2- ميخوام يه بار ديگه با بچه هاي محل بريم باغ انگور بالاي خونمون دزدي؟؟؟؟؟؟؟ سر ظهر تابستون صاحبش يه دفعه سروكلش پيدا بشه و با چوب دنبالمون بيفته و ماهم با تمام وجودمون ازش فرار كنيم واي يكي از بچه ها پاش ليز خوردو ...
3- نمي خوام الكي بميرم به قول يكي از بچه ها ارزشاي انقلاب كمرنگ شده به يه جنگ نياز داريم؟؟؟؟؟؟؟؟
4- يه اتاق منو ده دوازده تا كتاب كه پخشو پلا شدن دورم دارم يه چيزي مينويسم دخترم كه تازه سه سالش تموم شده برام چايي مياره پاش گير ميكنه و چايي رو ميريزه رو كتابا... با ترس به من نگاه ميكنه .... با گريه ميره تو بغل مامانش.........
5- يه روز صبحونه ناهار و شام آش رشته مادرمو بخورم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
6- خيلي وقته ميخوام با ميني بوس از بروجرد شروع كنم برم تا مشهد .. اراك قم تهران سمنان شاهرودسبزوار مشهد ....
7- يه سري چيزا مال منو حاج خانومه به شمام هيچ ربطي نداره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
![]()
![]()
8- ازش بپرسم واقعا نميتونست هيچ كاري ديگه كنه نميتونست جلوي اينهمه دزد تو مملكت وايسه واقعا نميبينه جوونامون دارن چقدر بد اخلاق ميشن چقدر فطرت جوونامون داره به سمت چيزاي بد سوق داده ميشه واقعا همه اينارو از چشم آمريكاي جنايتكار ميبينه و خودشو مقصر و مسئول نميدونه؟؟؟؟؟؟؟؟ واقعا نميبينه چه گندابي شده جامعمون كه اگه بخواي گند باشي به راحتي ميتوني ولي اگه بخواي سالم باشي بيست و هفتاد هزارتا مشكل برات درست ميشه واقعا خودشو مسئول اين وضع نميبينه؟ واقعا فكر ميكنه بياد يه سخنراني كنه و هي بگه همه جا امن و امانه كافيه؟ نميترسه اون دنيا همين جوونا يقشو بگيرن؟؟؟؟؟ نميترسه از آه مظلومايي كه پناهي جز خدا ندارن و بدون لكنت زبون نميتونن حقشونو فرياد بزنن؟؟؟؟؟
9- باز ميخوام عاشق بشم عاشق يه زن و عاشقش بمونم و به عشقم برسم ... عشق نيمه نصفه مال تو كتاباست نه؟ اما خود عشق مال كتابا نيست مال همين زندگيه مال همين آدما مال همين دختر پسرا ..........
10- ميخوام يه روز دوسه ساعت مادرمو نگاه كنم بعد هزار بار ببوسمش....... الان روزي 999بار ميبوسمش.........
11- هر شب حال نمازشب داشته باشم هر ساعت حس سجده ........
12-
.
.
.
.... چقدر وقت كم دارم نه؟ تا اين آرزوهارو به هدف تبديل كنمو بعد به هدفم برسم؟؟؟؟؟؟ ميدونين فرق هدف با آرزو چيه؟(منم نميدونم بيخيال) گاهي باورم نميشه 26 سالمه بخدا من هنوز بچم خيلي بچم خيلي خيلي بچم هنوز آرزوهايي دارم كه آدم بزرگا بهش ميخندن هنوز داغم خيلي داغ خيلي زوده برام بخوام وارد دنياي آدم بزرگا بشمو برا يه لقمه نون از صبح تا شب جون بكنمو آخرشم شرمنده خانوادم بشم و هنوز خيلي خيلي كوچيك ترازونم كه برا يه زانتياي ناقابل بخوام هزار دوزو كلك سرهم كنم ... يادمه يه بار برا يه بنده خدايي نوشتم.." نه توان آن را دارم كه چمران و مطهري شوم و نه مي خواهم با هزاران بيراهه رفتن كاخي بنا كنم و مركب زانتيايي برانم مي خواهم آدمي عامي باشم كه بين الطلوعين به سر كار مي رود و نماز مغربش را با خانواده اش ادا مي كند تا آن دنيا يم را لااقل از دست ندهم كه بسيار از خسرالدنيا و الاخره شدنم بيمناكم ..."
باورتون شد هنوز خيلي بچم نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حاليا مصلحت بخت بران ميبينم كه كشم رخت به ميخانه و خوش بنشينم
جام مي گيرم و از اهل ريا دور شوم يعني از اهل جهان پاك دلي بگزينم
سينه تنگ مرا بار غم او هيهات مرد اين بار گران نيست دل مسكينم
بر دلم گرد ستمهاست خدايا مپسند كه مكدر شود ايينه مهر ايينم
سر به آزادگي از خلق برارم چون سرو گردهد دست كه دامن ز خسان برچينم